| تعداد نشریات | 25 |
| تعداد شمارهها | 563 |
| تعداد مقالات | 4,467 |
| تعداد مشاهده مقاله | 7,488,765 |
| تعداد دریافت فایل اصل مقاله | 3,918,867 |
مهندسی انگیزه راهکارهایی برای افزایش انگیزه دانشآموزان هنرستان در درس فارسی و نگارش | ||
| تجارب معلمی | ||
| مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از تاریخ 17 آبان 1405 | ||
| نوع مقاله: مقاله پژوهشی اصیل | ||
| شناسه دیجیتال (DOI): 10.48310/jte.2026.23540.1277 | ||
| نویسنده | ||
| مریم بختیاری* | ||
| گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی. دانشگاه الزهرا «س». تهران | ||
| چکیده | ||
| پیشینه و اهداف: با توجه به نقش بنیادین ادبیات فارسی در توسعه ابعاد شناختی و زیباشناختی، درس فارسی و نگارش یکی از دروس محوری در دوره متوسطه دوم محسوب میشود. متأسفانه در شاخه فنیوحرفهای، دانشآموزان اغلب تمایل کمتری به این درس نشان میدهند و آن را در مقایسه با دروس تخصصی، کماهمیت تلقی میکنند. این بیانگیزگی به مانعی جدی در مسیر پرورش خلاقیت و تواناییهای دانشآموزان تبدیل میشود که نه تنها در موفقیتهای عمومی، بلکه در نوآوری و هنر نیز نقشی اساسی ایفا میکند. پژوهش حاضر با هدف بررسی بیانگیزگی دانشآموزان و ارائه راهکارهای نوین انجام پذیرفته است. روشها: پژوهش حاضر با رویکرد اقدامپژوهی و با ماهیت کیفی-توصیفی، با هدف شناسایی عوامل بیانگیزگی هنرجویان فنیوحرفهای در درس فارسی و نگارش اجرا شده است. برای گردآوری مطالب از روشهای کتابخانهای، مشاهده میدانی و گفتوگوهای نیمهساختاریافته استفاده شده است. یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل یافتهها نشان داد که بهکارگیری روشهای هنرمحور و مهارتمحور نقش کلیدی در جذب دانشآموزان به این درس دارند. از جمله راهکارهای مؤثر میتوان به: خوانش متون کلاسیک و منظومههای عاشقانه و آموزشِ مبانی و مکتبهای ادبی به صورت تطبیقی با مکاتب هنری اشاره کرد. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که این رویکردها نه تنها موجب افزایش علاقهمندی دانشآموزان میشود بلکه ارتقای مهارتهای عملی همچون تفکر خلاق، بیان هنری، توان تحلیل و درک بینارشتهای را نیز در پی دارد. نتیجهگیری: بر اساس راهکارهای ارائه شده، ادبیات فارسی میتواند بهمثابه بستری بنیادین برای پرورش تفکر خلاق و مهارتهای کاربردی در آموزش فنی و هنری تبدیل شود. | ||
| کلیدواژهها | ||
| افزایش انگیزه؛ رویکردهای مهارتی؛ یادگیری سازندهگرا؛ مکتبهای ادبی و هنری | ||
| عنوان مقاله [English] | ||
| Motivation Engineering Strategies for Increasing Vocational High School Students’ Motivation in Persian Language and Writing Courses | ||
| نویسندگان [English] | ||
| maryam بختیاری | ||
| Department of Persian Language and Literature, Al-Zahra University, Tehran. | ||
| چکیده [English] | ||
| زمینه و اهداف تسلط بر مهارتهای زبانی و ادبی، فراتر از یک ضرورت آموزشی، پیششرطی بنیادین برای تقویت تفکر انتقادی، توسعه تواناییهای فراشناختی و تسهیل یادگیری عمیق در تمامی رشتههای تخصصی است. در نظام آموزشی هنرستانهای فنی و حرفهای، درس «فارسی و نگارش» بهعنوان یک مؤلفه عمومی، همواره با چالشهای ساختاری در جذب مشارکت و افزایش انگیزه هنرجویان مواجه بوده است. بسیاری از دانشآموزان این رشتهها به دلیلِ تمرکزِ غالب بر دروس تخصصی و عملی، این درس را نه بهعنوان ابزاری برای تعالی فکری، بلکه بهعنوان مانعی غیرضروری در مسیر مهارتآموزیِ خود قلمداد میکنند. این «گسستِ ادراکشده» میان محتوای برنامهی درسیِ سنتی و علایق حرفهای هنرجویان، نه تنها به کاهشِ چشمگیرِ اشتیاق برای یادگیری منجر شده، بلکه شایستگیهای ارتباطی و قدرت تحلیلِ آنان را نیز تضعیف کرده است. هدف اصلی این پژوهش، آسیبشناسیِ ریشهایِ بیانگیزگی در میان هنرجویان و ارائهی راهکارهای نوین در قالب مفهوم «مهندسی انگیزه» است تا از این طریق، پیوندی ارگانیک میان مطالعات ادبی و رشتههای فنی-هنری برقرار گردد. این پژوهش بر این باور است که بازتعریفِ نقش ادبیات، میتواند آن را از یک درسِ ایستا به ابزاری پویا برای حل مسائل فنی و هنری تبدیل کند. روش این پژوهش با رویکردِ «اقدامپژوهی» تدوین شده است تا بتواند چالشهای آموزشیِ لحظهای و واقعیِ کلاس درس را بهصورت مستقیم بررسی و مدیریت کند. میدانِ اجرای این پژوهش، هنرستان دخترانه شهید آوینی در منطقه ۴ تهران بوده است. روششناسیِ تحقیق بر مشاهدهی مستمرِ پویاییهای کلاس درس، تحلیلِ الگوهای واکنشِ دانشآموزان به متون ادبی و رصدِ سطحِ مشارکت آنان در تکالیف نگارشی متمرکز بوده است. پژوهشگر در این فرآیند، نه بهعنوان یک ناظر بیرونی، بلکه بهعنوان یک «معلم-پژوهشگر» در چرخههای متوالیِ «مشاهده-تأمل-مداخله» فعالیت کرده است. در گام نخست، الگوهای بیرغبتی و کانونهای اصلیِ گسست میان دانشآموز و متن شناسایی شد. در گامهای بعدی، با اجرای مداخلههای آموزشیِ هدفمند، تلاش شد تا با بهرهگیری از علایقِ تخصصیِ هنرجویان (مانند گرافیک، معماری، و فتوگرافیک)، محتوای ادبی بازسازی شود. این روششناسیِ مبتنی بر بازخورد، اجازه داد تا راهکارهای آموزشی نه بهصورت تحمیلی، بلکه بهصورتِ همگام با نیازهای حرفهای و علایقِ زیستجهانِ دانشآموزان به اجرا درآیند و اثربخشی آنها بهصورت کیفی سنجیده شود. یافتهها یافتههای حاصل از این پژوهش نشان میدهد که شکافِ عمیق میان برنامهی درسی سنتی و هویت حرفهای هنرجویان، ریشه در «انتزاعی بودنِ بیش از حد» محتوای کتابهای درسی دارد. مشاهداتِ مستند نشان میدهد که هنرجویان در مواجهه با متون کلاسیک، حس بیگانگیِ شدیدی را تجربه میکنند و به دلیل عدمِ دریافتِ پاسخ برای «چراییِ یادگیریِ این مفاهیم»، انگیزهی خود را برای مشارکت از دست میدهند. با این وجود، نتایج مداخلاتِ آموزشی اثبات کرد که هرگاه مفاهیم ادبی در قالبِ پروژههایی که با هویتِ تخصصیِ آنان (مانند تحلیلِ بصری در معماری، روایتپردازی در عکس، یا ساختارشناسی در گرافیک) همپوشانی دارد ارائه گردید، نرخ مشارکت و عمقِ یادگیری بهطور قابلتوجهی افزایش یافت. پژوهش نشان داد که هنرجویان در محیطهایی که به آنها اجازه میدهد «خلاقیت» خود را ابراز کنند، تمایلِ بسیار بیشتری به یادگیریِ قواعدِ زبانی و نگارشی دارند. در واقع، دانشآموزان به روشهایی که بر کاربردِ عملیِ زبان در حوزهی تخصصیشان تأکید دارند، واکنشِ مثبتی نشان دادند و مقاومتِ آنان در برابر فعالیتهای کلاسی، با تغییرِ رویکرد از «آموزشِ حافظهمحور» به «آموزشِ مسئلهمحور»، شکسته شد. این یافتهها تایید میکند که تغییرِ تمرکز به سمتِ کاربردهای عملکردیِ زبان، میتواند گسست میان علوم انسانی و حوزههای فنی را ترمیم کند. بحث و نتیجهگیری مطالعات این پژوهش نتیجه میگیرد که اجرای «مهندسی انگیزه» در محیطهای فنی و حرفهای نیازمند یک چرخشِ بنیادین (Paradigm Shift) است؛ گذار از مدلِ کتابمحور و سنتی به سمتِ مدلِ یکپارچه، مهارتمحور و میانرشتهای. ادبیات فارسی در این بستر، نباید صرفاً یک درس عمومیِ حاشیهای تلقی شود، بلکه باید به مثابه ابزاری قدرتمند برای تقویت تفکر خلاق، استدلال منطقی و مهارتهای تحلیلی که لازمهی پیشرفت در پروژههای پیچیدهی فنی و هنری است، بازتعریف شود. برای دستیابی به این هدف، پیشنهادات زیر ارائه میگردد: تلفیق محتوایی: همراستا کردنِ تکالیفِ نگارشی با پروژههای تخصصیِ فنیِ هنرجویان؛ بهگونهای که نگارشِ خلاق، بخشی از فرآیندِ طراحی یا تحلیلِ آثارِ فنیِ آنها باشد. تغییر رویکردِ روششناختی: فاصله گرفتن از تدریسِ صرفاً دانشی و حرکت به سمتِ روشهای پروژهمحور و کارگاهی که در آنها زبان و ادبیات، ابزاری برای خلق و تولیدِ اثر است، نه موضوعی برای حفظ کردن. بهرهگیری از آموزش چندرسانهای: استفاده از ابزارهای بصری و دیجیتال به عنوانِ میانجی، جهت پیوند میانِ میراث ادبی کلاسیک و علایقِ فناورانهی هنرجویانِ مدرن. ارتقای توسعهی حرفهای: تشویق دانشآموزان به گنجاندنِ تحلیلهای ادبی و نگارشهای خلاقانه در پورتفولیوی حرفهای خود، به طوری که مهارتهای زبانی، ارزشِ افزودهای برای توانمندیهای تخصصیِ آنان محسوب شود. این رویکردِ یکپارچه، نه تنها مشارکت در کلاس را ارتقا میدهد، بلکه هنرجویان را برای حضور در بازار کار با توانمندیهای ارتباطی و تحلیلیِ بالاتر آماده میسازد. | ||
| کلیدواژهها [English] | ||
| Motivation Engineering, Skill-based Approaches, Active Learning, Constructivist Learning, Literary and Artistic Movements | ||
| مراجع | ||
|
| ||
|
آمار تعداد مشاهده مقاله: 4 |
||